یادی از کلاس زبان انگلیسی کانون و استاد همنورد حمید حبیب زاده

سر کلاس اگر موبایلمان زنگ میخورد باید شیرینی میدادیم، نمره هر کی بیشتر میشد باید شیرینی می آوردَ تولد هر کدام از اعضا میرسید باید شیرینی میخوردیم، سر کلاس شما حتی غیبت هم منجر به شیرینی میشد
افتخار شاگردی شما چه زیبا و شیرین بود. یادش به خیر.
به بهانه کلاس زبان به ما درس عشق، فداکاری، از خودگذشتگی، اعتماد به نفس و مهربانی را آموختید.این همه درس و یک کلاس؟ باید هم به دلمان بماند حسرت نیامدنهایمان سر کلاس خوبیها. راستی استاد، ترم قبل دو واحد زبان انگلیسی داشتم. آخر ترم با این سن و سال نمره ام بالاترین نمره کلاس شد و این را مدیون دلسوزیهای شما هستم.
دلتنگت که شدم سراغ همکلاسیهای کلاس زبان کانون رفتم دیدم دلتنگ تر از من اینگونه گفتند:
حسن سینا گفت: آسمان قلب شاگردانت پر از ستاره هایی است که همه یک نام دارند: حمید حمید حمید و الی تمام ستاره های آسمان. یادت استشمام رایحه معطر گلهاست.
محسن الله ویسی گفت: به ما یاد دادی که چه راحت میتوان با مهربانی صادقانه توی دل دیگران جا باز کرد. از تو آموختیم دیدن، شنیدن و گفتن خوبیها را.
اشرف خانم گفت: اینگونه زندگی کنیم؛ ساده اما زیبا، مصمم اما بیخیال، متواضع اما سربلند، مهربان اما جدی، سبز اما بی ریا و عاشق اما عاقل
نیشتمان خانم در حالیکه حسرت آنروزها و کلاس شما را میخورد گفت: بغض جلسه آخر هنوز راحتمان نگذاشته و یادگاریست که دلتنگی مان تنها با شادی دیدارتان باز میشود. یاد "مورتاز" بخیر.
سهیلا خانم گفت: تا زمانیکه همه زیر سقف یک آسمانیم فراموش نخواهیم کرد استادی را که دلی لبریز از محبت دارد و دوستش داریم. هر جایی که هستی سربلند باشی استاد.
شهاب یا همان "چیتر" خودمان در حالیکه تک تک آن دقایق را با شوق در حال تعریف کردن بود گفت: خاطرات در محضر شما بودن برای همیشه در ذهنم جاوید خواهند ماند.
نگین باز هم مثل همیشه چیزی نگفت ولی برایت نوشته بود: سکوت چیز زیباییست، وقتی تمام حرفهای دنیا از توصیف مهربانیت عاجزند.
شایان میگفت: ای کاش اندازه قلب من هم اندازه قلب استادم بود و مرتب از آرامشی حرف میزد که با دیدن چهره و کلام آرام شما به وی دست میداد.
حمید جان نمیدانی چه گلی از گلمان شکفته بود وقتی با شوق خاطرات آنروزها را تعریف میکردیم و چه تلاش زیبایی بود نوشتن زیباترین جمله برای مهربانترین استاد دنیا. نوشته های بالا قطره ای بیش نیست از دریایی که میگفتند و مینوشتند.ولی به قول استاد سخن:
هر چه میدانست آموخت مرا غیر یک اصل که ناگفته نهاد
قدر استاد نکو دانستن حیف استاد به من یاد نداد
مهرتان در قلب همه اعضاء خانواده کانون کوهنوردان اوراز مهاباد تا ابد پابرجاست. شاد باشید.
شهروز صفری
