همایش های کوه نوردی از کجا آمد ؟! و چه پیوندی با ورزش و تندرستی جامعه دارد ؟!
آخر حکایت ورزش و ورزشکاران به کجا ختم می شود ؟؟؟


شاید این سوال برایتان پیشامده باشد که هر روز تمرین ، هر روز مسابقه ، هر روز کوه نوردی ، هر روز و هروز ادامه دادن یک فعالیت برای من ، برای اداره ورزش ، هیئت های ورزشی ، باشگاه ها ، گروه ها ... انتهای فعایتشان به کجا ختم می شود ؟؟؟
هر سال ادارات ورزش و جوانان  از مهمترین عملکردشان به تعداد بیمه شدگان اشاره دارند و به همگانی شدن ورزش بیش از قهرمانی توجه دارند ، اعضای باشگاه ها سعی دارند موفقیتهایشان را پررنگ جلوه دهند و در قشر وسیعتری مقبولیت بدست آورند و حتی هوادار داشته باشند و برای اهداف بزرگتر دورخیز کنند .
جواب سوال و اوج پیشرفت ورزش آن روزی خواهد شد که :
که در همین مدارس شهرمان رکوردهای المپیک جابه جا شود . در همین دیواره های اطرافمان مسیرهایی با درجه سختی 15/5 صعود شوند . دونده های کوهستانمان در همین پاکوب ها با کلین جورنت ها ( قهرمان دوی کوهستان جهان )  رقابت کنند ، هیمالیانوردانمان روی قلل هشت هزار متری صعودهای زمستانی از مسیرهای جدید انجام دهند ...
اوج ورزش همگانی آن روزی خواهد شد که پیشکوستان و قهرمانان قدیم قشر همگانی ورزش را تشکیل می دهند . آن روزی خواهد شد که مردم در برنامه روزانه خودشان چند ساعت را برای ورزش و تفریح کنار خواهند گذاشت . آن روزی خواهد شد که بیشتر مردم با دوچرخه یا پیاده در شهر  رفت و آمد خواهند کرد ...
آن روز همه لاغر اندام خواهند شد . همه سالم خواهند بود . امراض قلبی ، دیابت ، افسردگی ، چربی خون  ، چاقی و... از بین خواهد رفت. سالم و سرحال که شدیم سرشار از انرژی خواهیم بود و با مردم مهربان تر خواهیم بود از من مربی تا سایر عزیزانی که به همشهریان خدمات ارائه می دهند .
آن روز که سرانه ی ورزشی ما از 47cm    به مترها افزوده شد .
همنوردان عزیزم
پس اهمیت دارد که کوه نوردی بعنوان یکی از رشته های دارای پتانسیل همگانی شود ؛ اما چطور ؟ گرد آوردن جمعیتی عظیم از مردم شهر در کوه پایه ها در فصل بهار تحت عنوان همایش ؟ یا دعوت کردن از کوه نوردان در یک سالن بزرگ و پرداختن به مسائل دنیای کوه نوردی ؟
تابحال هر آنچه همایش بوده در منطقه ی ما در کوه برگزار شده و ریز برنامه اجرائی هم ،  شب آن رقص و پایکوبی بوده و فردایش صعودی هجومی مانند ( از مسیرهای مختلف ) به قله و برگشت ... واقعبینانه که بنگریم افرادی که بعنوان کوه نورد آنجا بودند با تعریفی که ما از یک کوه نورد در ذهن داریم بسیار متفاوت بوده و مراجعین ما در این همایش ها افرادی بودند که بیشتر برای خوشگذرانی و سیر تماشا آمده بودند نه کوه نوردی ...یعنی ما اشاعه و ترویج کوه نوردی را برای آن دوستانی که آمده بودند بوسیله رقصیدن و آوازخوانی در طبیعتی بکر به نمایش گذاشتیم ؛ نه خبری از آموزش بود و نه آنهایی که آمده بودند منتظر آموزش ... پس نمی توانیم انتظار داشته باشیم که کوه نوردی دانش محور و امروزی در منطقه پا بگیرد و بازتاپ اینگونه جمع ها به کوه نوردی و فراگیری آن کمکی کند . بلکه نتیجه معکوس خواهیم گرفت و همایش به همایش به تعداد این افراد سرگردان اضافه خواهد شد . حال چه این همایش با کیفیت فول اچ دی برگزار شود یا مثل همایش خوی بی صاحاب ...
حال بیایید به همایش هایی که در کشور برگزار می شود نگاه کنیم که گاهاً فدراسیون در قالب صعود سراسری سالی یکبار برگزار می کند و استانها میزبانی میگیرند که استان آذربایجان غربی به تنهایی همایش های کل کشور را عهده دار است . همایش های صعود قلم و...
هر کدام دارای نقاط ضعف و قوتی هستند که برآیند حضور در چنین همایش هایی برای هریک از ما به دستاوردی ختم می شود . حال چه بهتر که دستاوردهای این همایش ها یادگیری کوه نوردی باشد و ترویج دوستی و اتحاد بین کوه نوردان ( کوه نوردان واقعی) . شک ندارم که همه ی ما می توانیم کوه نوردی این مرز بوم را به مسیری هدایت کنیم که عاقبتش عزت و افتخار باشد .

بخش دوم :
در بخش اول اینچنین عنوان کردم که اوج موفقیت بشریت در ورزش آنروزهایی خواهند شد که همه به ورزش می پردازند ، انسان ها بدنبال صلح و برابری خواهند بود و در کنار هم  سالم و تندرست آنگونه که می طلبند زندگی خواهند کرد.
پس در افقی دور میتوان گفت به تعداد ورزشکاران و کوه نوردان افزوده می شود و آمارهای سالیانه وزارت ورزش همین نوید را میدهد . پس اینبار چه همایش باشد چه نباشد شاهد تعداد بیشتری از علاقه مندان در محافل ورزشی و کوه خواهیم بود . به لحاظ زیست محیطی توازن همچنان  بر قرار است و هرچه به جمعیت ورزشی ها افزوده شود آلایندگی ها و ماشین آلات  کمتر می شوند و زندگی روزمره رنگ بوی انسانی تری به خود می گیرد .
 اینجاست که می شود بجای صبر کردن تا رسیدن به آن دوران ، گریزی زد و با برپایی همایش ها ، جشنواره ها و کارگاه های آموزشی و خانوادگی مقدمه آن روزها را فراهم کرد و سال به سال به کیفیت و کمیتش افزود .
در وسعت جهانی و قاره ها کنفدراسیون ها و اتحادیه ها مسئول مستقیم امور ورزش هستند ؛ در کشورها وزارت ورزش ، فدراسیون ، هیئت های استان و هیئت های شهرستان مسئول مستقیم معرفی رشته ، آموزش افراد علاقه مند و پرورش کادر اجرایی ، توسعه و ترویج کوه نوردی بوسیله گروه ها و باشگاه ها هستند .
آنها در سطح کلان خط مشی تعیین می کنند و جوامع را به همان روزهایی که عرض کردم هدایت میکنند . حال این افراد چه کسانی هستند ؟؟؟
به استناد تاریخ کوه نوردی جهان ابتدا افرادی با نبوغ فراوان آغازگر فعالیتی جدید و ناشناخته بوده اند ، فاتح قله ها شده اند و سپس نسل بعد آنها پرورش یافته تر  و وسیع تر این حرفه را ادامه داده اند ، موفقیتهای بیشتری به دست آورده اند و در سراسر دنیا و کشورها علاقه مندانی جذب کرده اند تا آنان نیز در کشورشان آغازگر این حیطه شوند ؛که در کوه نوردی جهان میتوان آغازگران موفق این عرصه را ( ادموند هیلاری ، تنسینگ نورگی ، جورج مالوری ، جرزی کاکوسکا ، رینهولد مسنر ( هیمالیانوردی )- جان گیل ، ولفگاگ گولیچ ، دن اوسمان ( سنگنوردی ) و... )  دانست و در کشورمان میتوان به آغازگرانی تلاشگر همچون استاد صادق آقاجانی بعنوان رئیس فدراسیون وقت و کوه نوردان پر افتخار تیم ملی ایران در دهه های 60 و 70 اشاره کرد .
پس کنفدراسیون ها ، اتحادیه ها متشکل از کوه نوردان و قهرمانان عرصه کوه نوردی و صعودهای ورزشی هستند و عهده دار تدوین برنامه های استراتژیک برای جهان ؛ فدراسیون ها برای کشور( توسعه همگانی و آموزش و پرورش کارآموز تا مربی و مدرس و در حوزه قهرمانی اجرای برنامه های عملیاتی و تشکیل تیم های ملی )  و هیئت های استان و شهرستان مسئول اجرای برنامه های فدراسیون بر اساس تقویم ورزشی سالیانه و انجام سر فصلها  هستند .
در این میان باشگاه ها و گروه ها تنها مرجع اجرایی مرتبط با مردم و این برنامه ها هستند و هیئت ها رابط قشر کوه نوردان با ارگان های دولتی ، ادارات و فدراسیون هستند .
بر همین اساس اگر قرار است همایشی بمنظور توسعه ، ترویج  و تشویق مردم به کوه نوردی برگزار شود به طبع باید از سرفصلهای مربوطه  فدراسیون و منشور همگانی آن پیروی شود و همانا اصول ترویج ، آموزش با بهره گیری از افراد تیم ملی ، مربیان نخبه و پیشکسوتان باتجربه در اینگونه جمع هاست است .
بر این اساس هیئت ها  حق تیم داری ندارند و از آن مهم تر اگر قرار است سالی یک بار همایش برگزار شود مجالی برای خوشگذرانی در آن یک شب نیست کما اینکه در همه ی برنامه ها بغیر از همایش می توانیم در چهارچوبی شخصی و گروهی به خوشگذرانی بپردازیم نه بعنوان همگانی ترین و والاترین برنامه سال هیئت... ! و ازین جهت می بایست به اصول صحیح بنگریم .
این مقاله با اصولی استاندارد و جهانی نوشته شده و در آن من نویسنده به ایده آل های کوه نوردی پرداخته ام و هدف از نوشتن این مقاله آشنایی بیشتر شما عزیزان به ورزش و کوه نوردی در نگاهی جهانی بود . من هم از خود شما هستم و مثل شما آرزو دارم بتوانیم به صحیح ترین شکل در دوران خدمتم ، مردم را با معرفی کوه نوردانی اخلاق مدار  همچون محمد اوراز با دنیای کوه آشنا کنم که بسیار شایسته تر و وزین تر در میان آحاد مردم به کوه نورد بودن اعتبار بخشیم. پایان / آرش اسماعیل زاده  95/3/12